۱۱.۱۱.۱۳۸۵

بوسه

و من تو را نقش می کنم
به واژه می نوشم
و می سرايمت
و من تو را
می خوانم
به نوازش باران
و می رقصم
به موسيقی باد
تو را می بوسم
و جهان
در قالبی از شور
زاده مي شود

۱۰.۱۵.۱۳۸۵

اميد من
مرا ببر
به ماورای رنگ و نور
به شمع و شعله و شراب و شور
به قله های پر غرور
و آه های دور
عاشق و کشيده و صبور
مرا ببر
به لحظه ی لطيف حادثه
به ماورای نور و پنجره

مرا ببين
بخوان
بخواه
مرا به عشق
به رنگ
به شعر
مرا ببر به ابرها
مرا ببر به آسمان
مرا به نور بيکران
به قصه ها ببر مرا