دو
شروع شعرهایم را همیشه
از حرف های این و آن می گیرم
از کتاب های دیگران
بهانه اش را از لب های تو
در آسانسوری که آینه ای داشته باشد هم قد آغوشت
و یازده طبقه تمام
من باشم و تمام تو باشی و تمام آینه...
.اینجا همه با هم تصادف می کنند. چهار راه بی ستون و بی پایه و بی چراغ است شعبه هم ندارد.