۸.۰۷.۱۳۸۸

این شعر اسم ندارد

روبرویم هم که باشی

یا صدات پشت این خط کذایی

از مغز من هنوز بوی جنازه می آید

نه!

بیهوده خود را می کاهی

نه من از کفر دست می کشم

و نه کسی تو را به رستگاری می خواند

من

حساب مردنت را هم کرده ام

خدا را کشته ام

و دیگر هیچکس تورا به بهشت نمی فرستد