۱۱.۰۶.۱۳۸۶

روبرويم می نشينی و

نگاهم می کنی و

می خندی و

نمی دانی چقدر خسته ام.

روبرويت می نشينم و

نگاهت می کنم و

نمی دانم کدام بهتر است

جستجوی بی پايان خانه ای

که نام کوچه و خيابانش را از ياد برده ای

يا

کابوس مرگ در همين ايستگاه متروک