پرده ی آخر
مثال نمايشنامه ای بی اوج
بی تو و با تو
بی تو و با تو
به پرده ی آخر می رسد اين عشق
تو
در تاريکی وترديد
سيگار آتش زده ای
تو
در تاريکی وترديد
سيگار آتش زده ای
من
بی هيچ هياهو
خيره ام به اين فنجان خالی
نه فالی
و نه ديگر مجالی!
چشم که بر هم بزنی
بی هيچ هياهو
خيره ام به اين فنجان خالی
نه فالی
و نه ديگر مجالی!
چشم که بر هم بزنی
به لحظه ی موعود رسيده ايم
آنجا که دود سيگار تو محو می شود و
من باز می گردم به کتاب هايم...
آنجا که دود سيگار تو محو می شود و
من باز می گردم به کتاب هايم...
