۱۰.۱۵.۱۳۸۵

اميد من
مرا ببر
به ماورای رنگ و نور
به شمع و شعله و شراب و شور
به قله های پر غرور
و آه های دور
عاشق و کشيده و صبور
مرا ببر
به لحظه ی لطيف حادثه
به ماورای نور و پنجره

مرا ببين
بخوان
بخواه
مرا به عشق
به رنگ
به شعر
مرا ببر به ابرها
مرا ببر به آسمان
مرا به نور بيکران
به قصه ها ببر مرا

4 Comments:

Blogger bandar abbas said...

بلا نوشته بودم داری عاشق می شی... تصحیح میکنم : داری عاشق شدی رفته! فشنگ بود این شعرت

۱۶ دی, ۱۳۸۵ ۱۰:۳۵  
Blogger bandar abbas said...

تصحیح کامنت قبلی : "بلا" = قبلا

۱۶ دی, ۱۳۸۵ ۱۰:۳۶  
Blogger Saeed said...

خیلی خیلی خیلی قشنگ بود
فکر کنم معجزه ی آرایه که گفته بودی اینجا معجزه کرده

۲۱ دی, ۱۳۸۵ ۱۵:۴۴  
Blogger Nikahang's Blog said...

از لطفت در بیان صادقانه حرفت ممنونم. من همانی هستم که دوست دارم باشم و نمی‌توانم بر اساس خواست دیگران زندگی کنم. سپاس

۰۷ بهمن, ۱۳۸۵ ۲۰:۰۹  

ارسال یک نظر

<< Home