بوسه
و من تو را نقش می کنم
به واژه می نوشم
و می سرايمت
و من تو را
می خوانم
به نوازش باران
و می رقصم
به موسيقی باد
تو را می بوسم
و جهان
در قالبی از شور
زاده مي شود
به واژه می نوشم
و می سرايمت
و من تو را
می خوانم
به نوازش باران
و می رقصم
به موسيقی باد
تو را می بوسم
و جهان
در قالبی از شور
زاده مي شود

3 Comments:
و جهان
در قالبی از شور
زاده مي شود
besiar ziba bud nedaye aziz
میگویند تو مُردی و در آسمانی
من اکنون معتادم به نوازش قطرات باران
چشمهایم را به آسمان بخشیدم
که هم به جای من بگرید
و هم در آسمان به جای من تو را ببیند
و جهان در قالبی از شور زاده می شود قالبی که در آن هر کلام از تبسمی شکل می گیرد و هر دستی برای شکستن قفس تنهایی ات است و هر چشمی چراغی ست بر راهت
زیاد جالب نشد. اولش بهتر بود که پاک شد. اما به هر حال.
ارسال یک نظر
<< Home