۲.۰۷.۱۳۸۷

پرده ی آخر

مثال نمايشنامه ای بی اوج
بی تو و با تو
به پرده ی آخر می رسد اين عشق
تو
در تاريکی وترديد
سيگار آتش زده ای
من
بی هيچ هياهو
خيره ام به اين فنجان خالی
نه فالی
و نه ديگر مجالی!
چشم که بر هم بزنی
به لحظه ی موعود رسيده ايم
آنجا که دود سيگار تو محو می شود و
من باز می گردم به کتاب هايم...

1 Comments:

Anonymous ناشناس said...

سلام

امروز وبلاگت را از لینکی که در "بی نشان" بود پیدا کردم و تقریبا تمام آرشیوت را خواندم! واقعا لذت بردم و آنهایی که خوشم آمد با اجازه ات برای خودم کپی کردم.
یک اجازه دیگر هم می خواهم برای نوشتن اشعارت برای کس یا کسانی، البته با نام کامل شاعر. که نام فامیلت را هم نمی دانم؟!

ممنون از به اشتراک گذاشتن احساست و شعرت در وبلاگ

۱۳ آذر, ۱۳۸۷ ۱۲:۲۹  

ارسال یک نظر

<< Home