۲.۲۲.۱۳۸۵

نگاه می کنم

،نگاه می کنم
...در انگشتان به هم پيچيده ام می جويمت انگار
چشم می بندم
،و می بوسم تجسم دستانت را
، و چشمانت را
...و پیشانيت را
دوستت دارم» را»
دوره می کنم
،در تمام لحظه های بی تو بودنم

چنان سرشارم از نام تو
،و چنان لبريزم ازحسّ دستانت
که هر کلامت را
،شعر می ريسم هر روز
.عشق می بافم هر شب

6 Comments:

Anonymous ناشناس said...

سلام


شب بخير


وبلاگ قشنگ

اينكاره

سر بزن كادوي شما هم هست

به خدا ميسپارمت

۲۳ اردیبهشت, ۱۳۸۵ ۱۹:۵۳  
Anonymous ناشناس said...

aali bood :)!!
sheEr mirisam harrroz...
eshgh mibafam harshab .!
inghesmat besiar takide zibiaEye ...

۲۳ اردیبهشت, ۱۳۸۵ ۲۱:۵۸  
Anonymous ناشناس said...

salam eshghe man!manam ghesmate akharesho kheyli doos dashtam:
چنان سرشارم از نام تو
،و چنان لبریزم ازحسّ دستانت
که هر کلامت را
،شعر می ریسم هر روز
.عشق می بافم هر شب

khodesh be tanhayee kamele!bi niaz az har jomleye dige...
:)
omidvaram emtehana be khubi tamoom she!
ci vediamoooooooooooooooooooo
booooooos!

۲۴ اردیبهشت, ۱۳۸۵ ۱۸:۳۱  
Anonymous ناشناس said...

harf nadasht neda jon

۲۶ اردیبهشت, ۱۳۸۵ ۰۲:۰۸  
Anonymous ناشناس said...

سلام

الو
الو
الوالوالو

گوشي و بردار

نه

اينطوري نميشه

الللللللللللللللللووووووووووووووووو

باشه عيبي نداره

الهي موفق باششششششششي

http://maral.persiangig.com/other/rooznameye-iran.jpg
كاريكاتور روزنامه ايران
كه خيلي شر بپا كرده

۰۶ خرداد, ۱۳۸۵ ۰۲:۰۶  
Anonymous ناشناس said...

عجب!
زيبا بود واقعاً!

۰۶ خرداد, ۱۳۸۵ ۱۷:۵۷  

ارسال یک نظر

<< Home