آنقدر صبر میکنم... خداوندا آنقدر مینشینم تا آنچه خوب است برسد من هم تا آن روز قدم برمیدارم و نمیگذارم لحظه ای ایمانم را به تو از دست دهم با آنکه خیلی خسته ام اما باز هم به خاطر تو ادامه میدهم بلکه روزی رسد که از من راضی شوی و آن روز روزیست که دیگر نگران هیچ چیز نخواهم بود همه ی امید من همان یک روز است و اگر تحمل میکنم به خاطر تو و همان یک روز است
8 Comments:
چشمهایت به روشنی مهتاب
دلت به پاکی رود
و یادت در خاطر من
به زلالی اشکی گل سرخ
بی آلایشی، بی باک و شادمانه
زندگی کن .
و از یاد مبر، كه در نهايت، نه سالها
بلكه
اين زندگي تو در طول سالهاست كه آينه ي حيات توست
آنقدر صبر میکنم...
خداوندا آنقدر مینشینم تا آنچه خوب است برسد من هم تا آن روز قدم برمیدارم و نمیگذارم لحظه ای ایمانم را به تو از دست دهم با آنکه خیلی خسته ام اما باز هم به خاطر تو ادامه میدهم بلکه روزی رسد که از من راضی شوی و آن روز روزیست که دیگر نگران هیچ چیز نخواهم بود همه ی امید من همان یک روز است و اگر تحمل میکنم به خاطر تو و همان یک روز است
سلام و خسته نباشي
اون دور دورا خوش بگذره و خندون باشي الهي
اين جا نميدونم چطوري پاراگرافها جابجا ميشوند
تو يك كم با دقت بيشتري جمله هاشو دنبال كن...
از طرفي قابل شما رو نداره
گل -و-ميگم ها..
اما جاي رژ رو اين دفعه جبران ميكنم
ولي اينو بگير و جاي رژ رو تو نشون بده
_ -
صدا هم داشت اما فكر كنم
voice
فعال نيست
................
مطمئن باش
در ياد هستي و ما نيابتا سيزده تو رو هم در ميكنيم
تازه سبزه ه ه ه ه ه ه ه
هم آره
شب بخير
ياد پارك شهر بخير
البته بعد از
send
كردن پشيمون شدم
راستي چرا اون عكسي كه من دوست داشتم نيست؟؟؟
سلام.نمي دانم حميد در چه حالي ست چه احساسي دارد.كجاست.اما تا زماني كه باز نگردد.و به شهر خود نرود ...دلم آرام نمي گيرد.ممنون كه سر زدي.
ارسال یک نظر
<< Home